تبليغاتX
Medical,Surgical Station
آلرژي بيني ، عوامل بروز و راههاي پيشگيري
واکنش هاي ناشي از ازدياد حساسيت که به واکنش هاي ” آلرژيک” موسومند، بيش از صد و پنجاه سال است که شناخته شده اند. بيماريهاي آلرژيک از جمله آلرژي بيني در نتيجه پاسخ بيش از حد دستگاه ايمني بدن به عوامل خارجي ايجاد مي شود. آلرژي مي تواند بر اندامهاي مختلف اثر بگذارد، اما بيني از شايع ترين مکانهاي بروز آلرژي است . در اين نوشتار ضمن بيان چگونگي پيدايش آلرژي بيني و علل ايجاد کننده آن، به راههاي پيشگيري از اين بيماري اشاره مي شود.
آلرژي بيني چگونه ايجاد مي شود؟
آلرژي بيني حالتي است که در آن مخاط پوشاننده درون حفرات بيني در اثر عوامل حساسيت زاي خارجي ( آلرژن ها) دچار التهاب مي شود که نتيجه آن بروز علايمي مانند آبريزش، عطسه مکرر، گرفتگي و خارش بيني است.

دستگاه ايمني بدن انسان مسئوليت دفاع بدن را بر عهده دارد. اين دستگاه دائماً عوامل خارجي را شناسايي کرده و عليه آنها واکنش مناسب نشان مي دهد. يکي از واکنش هاي دستگاه ايمني در برابر عوامل خارجي توليد و ترشح موادي به نام ” ايموتوگلوبولين ها” است که از ياخته هايي به نام ” لنفوسيت نوع ب” توليد مي شوند. آلرژي بيني در واقع نوعي واکنش بيش از حد دستگاه ايمني در برابر عوامل محرک خارجي است که با واسطه نوعي از ايمونوگلوبولين به نام ” ايمونوگلوبولينE” صورت ميگيرد. هنگامي که فرد مستعد به آلرژي در معرض يک عامل حساسيت زا( آلرژن) قرار مي گيرد، ابتدا ” ايمونوگلوبولينE” از لنفوسيت هاي ب آزاد مي شود، اگر اين افراد مجدداً در معرض همان عامل خارجي حساسيت زا قرار گيرد، ايمونوگلوبولينE به گيرنده هاي موجود در غشاء سلولي به نام سلول “ماست” (Mast cell) مي چسبد و پس از اتصال، موادي از سلول” ماست ” آزاد مي شود که به آنها ” مواد واسطه” مي گويند. يکي از اين مواد هيستامين نام دارد . هيستامين و ساير مواد واسطه آزاد شده بر روي مخاط بيني اثر گذارده و تغييراتي در آن ايجاد مي کنند و از اين رو علايم آلرژي بيني پديدار مي شود.
چه کساني بيشتر به آلرژي بيني دچار مي شوند؟
آلرژي بيني در افراد مذکر بيش از افراد مونث ديده مي شود و اوج بروز آن در سنين جواني است. در زنان مبتلا به آلرژي بيني، نشانه هاي بيماري در زمان بارداري ، دوران عادت ماهانه  دوره يائسگي شدت مي يابد. براي آنکه فردي به آلرژي بيني دچار شود، نوعي استعداد ژنتيکي لازم است، به طوري که در يک بررسي نشان داده اند که حدود نيمي از کساني که به آلرژي بيني دچارند، در افراد خانواده خود سابقه آلرژي داشته اند و اين امر نشان مي دهد که براي ابتلا به آلرژي، نوعي استعداد ژنتيکي لازم است.

به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 15:20 |
همه ما حداقل یك بار درد كمر را در طول زندگی تجربه كرده‌ایم كه عامل بالقوه وجود این شرایط به طور عمده مكان‌های كاری می‌باشد. عوارض استخوانی ومفصلی ناشی از كار و تغییر شكل وضعیت طبیعی بدن از زمان‌های قدیم شناخته شده‌اند.شغل و كار ضمن این كه زندگی افراد را تامین می‌كند برای سلا‌‌مت او نیز خطراتی راممكن به بار آورد. تكرار مداوم حركات یكنواخت باعث می‌شود كه بدن حالتی را كه در موقع انجام دادن این حركات به خود می‌گیرد حفظ نماید، در نتیجه از حالت طبیعی خود خارج شده و وضع غیرعادی به خود بگیرد كه ممكن است باعث درد عضلا‌‌ت مربوطه گردد.

تاثیر حرکات ورزشی در درمان دردهای ناحیه کمر

در قرن اخیر گرچه بشر توانسته است با پیشرفت علوم مختلف از جمله صنعت داروسازی و اختراع انواع واکسن ها بر بسیاری از بیماریهای عفونی فایق آید, اما تغییر شیوه زندگی و صنعتی شدن جوامع و در پی آن تبدیل کارهای بدنی به کارهای فکری و اداری افزایش ساعات اشتغال افراد> وضعیت نامناسب فیزیکی بدن درحین کار, رژیم غذایی نامناسب, عدم استراحت کافی, افزایش استرس های روحی, بیماریهای قلبی عروقی, روماتیسم, تصادفات و ... در دنیا نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است. در بین این بیماریها مشکلات ستون فقرات مخصوصا کمر درد, بالاترین میزان را داراست که علت اصلی آن تغییر شیوه زندگی از زندگی پر تحرک و پر فعالیت به سمت کم تحرکی و پشت میز نشینی و عدم تطابق صحیح وضعیت بدن با این نوع حیات است. در بررسی آماری شیوع کل دردهای ناحیه کمر حدود 80% گزارش شده است یعنی 80% مردم جهان حداقل یکبار کمردرد را تجربه کرده اند که در جوامع صنعتی اولین تظاهرات آن از حدود 30 سالگی آغاز شده و روند تخریبی سریعتری نیز دارد.
این آمار بسیار بالا ضرورت شناخت وضعیت های مناسب را در زندگی امروزی نشان می دهد.
کمر جزئی از سیستم پیچیده ستون مهره ها است و اجزای آن عبارتند از:
1- ستون مهره ها:
33 استخوان (مهره) دارد. 24 استخوان بالایی بوسیله دیسک هایی که نقش بالشتک دارند, از هم جدا می شود. این استخوان ها توسط 118 مفصل بهم متصل می گردند.
2- نخاع:
نخاع در واقع طنابی از اعصاب است که 45 سانتیمتر طول و 2/5 سانتیمتر ضخامت دارد. تمام فعالیت هایی که پایین تر از سطح گردن اتفاق می افتد, تحت هدایت نخاع است.
3- اعصاب:
31 جفت عصب از نخاع خارج می شود. این اعصاب اطلاعات را از مغز به سایر قسمت های بدن منتقل می کند.
4- ماهیچه ها:
در این منطقه 400 ماهیچه وجود دارد که باعث حرکت در تمامی جهات می گردند.
عوامل بروز کمردرد:


لطفا به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 11:32 |
سنگ كليه ذرات كوچك و سخت كه در يك يا هر دو كليه تشكيل شده و گاهي به داخل حالب ها (لوله هاي عضلاني باريكي كه ادرار را از كليه ها به مثانه منتقل مي كنند) انتقال يابند. سنگ كليه از نظر اندازه از يك دانه شن تا حدود يك توپ گلف متغير بوده و ممكن است منفرد يا متعدد باشد. سنگ كليه معمولاً بزرگسالان بالاي ۳۰ سال از هر دو جنس را مبتلا مي سازد ولي در مردان شايع تر است .

علايم شايع
دوره هاي درد شديد و پيچشي (متناوب ) به فاصله هر چند دقيقه . درد معمولاً ابتدا در ناحيه پشت ، درست پايين دنده ها، ظاهر مي گردد. در طي چند ساعت يا چند روز، ناحيه درد از مسير حركتي سنگ از حالب به طرف كشاله ران پيروي مي كند. با دفع سنگ درد بيمار متوقف مي گردد.

تهوع مكرر
دفع مقادير اندك خون در ادرار. ادرار ممكن است كدر يا تيره به نظر برسد.

علل
دفع مقادير بيش از حد كلسيم از ادرار در اثر اختلال غده پاراتيروييد ـ كه تنظيم متابوليسم كلسيم را به عهده دارد ـ يا در اثر مصرف بيش از حد كلسيم و ويتامين ـ د
نقرس (در مورد سنگ هاي اسيداوريكي )
انسداد ادراري به هر دليل
عوامل افزايش دهنده خطر
كاهش حجم ادار ناشي از بي آبي يا آب وهواي گرم و خشك
رژيم غذايي نامتناسب (مصرف بيش از حد كلسيم )
سابقه خانوادگي سنگ كليه
پركاري پاراتيروييد
در بستر افتادن طولاني مدت به هر دليل
سوء مصرف الكل


به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 23:1 |

پرفشاری‌خون یکی از موربیدیته‌های همراه شایع در بیماران دیابتی است و کنترل مناسب فشار خون باعث کاهش چشمگیر احتمال بروز عوارض ماکروواسکولا و میکروواسکولار در این بیماران می‌شود. فشارخون هدف در بیماران مبتلا به دیابت در حد کمتر از mmHg ۸۰/۱۳۰ است. استفاده از داروهای مهارکننده آنزیم مبدل آنژیوتانسین(۱)(ACE) می‌تواند باعث کاهش سرعت پیشرفت به سمت نارسایی کلیه و مرگ‌و‌میر قلبی‌ـ‌عروقی شود. مهارکننده‌های ACE درمان ارجح برای کنترل پرفشاری‌خون در بیماران دیابتی محسوب می‌شوند. مسدود‌کننده‌های گیرنده آنژیوتانسین(۲)(ARBs) نیز می‌توانند مانع پیشرفت درگیری کلیه در بیماران دیابتی شوند و درمان جایگزین خط اول برای بیمارانی به شمار می‌روند که قادر به تحمل داروهای مهارکننده ACE نیستند. دیورتیک‌های تیازیدی در ترکیب با مهارکننده‌های ACE یا مسدودکننده‌های گیرنده آنژیوتانسین تاثیرات ضدپرفشاری‌خون بیشتری به دنبال دارند. در صورت استفاده از دوزهای پایین‌تر این داروها، احتمال بروز تغییرات متابولیک دارای اهمیت بالینی، ناچیز خواهد بود. مسدود‌کننده‌های گیرنده بتا (بتابلوکرها) و مسدودکننده‌های کانال کلسیم نیز تاثیرات سودمندی در کنترل فشارخون در بیماران دیابتی دارند. بتابلوکرها باعث کاهش میزان بروز حوادث قلبی‌ـ‌عروقی می‌شوند و در رژیم‌های چند دارویی مورد استفاده قرار می‌گیرند. از مسدود‌کننده‌های دی‌هیدروپیریدینی کانال کلسیم می‌توان در بیمارانی که قادر به تحمل سایر داروها نیستند یا گروهی از بیماران که برای رسیدن به فشارخون هدف نیازمند داروهای بیشتری هستند، کمک گرفت. بسیاری از بیماران دیابتی نیازمند درمان‌های ترکیبی با استفاده از چندین داروی ضد پرفشاری‌خون هستند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 14:2 |

یک مرد ۶۰ ساله با اضافه وزن به شما می‌گوید که طی سال گذشته ۴ نوبت حمله نقرس داشته است و می‌خواهد بداند چگونه می‌تواند احتمال حملات بیشتر را کاهش دهد. وی برای درمان پرفشاری خون آملودیپین مصرف می‌کند...
● به چه مسایلی باید پرداخت؟
▪ تایید تشخیص: آیا این بیماری واقعا نقرس است؟ یک شرح حال معمول از شروع سریع درد مفصلی شدید خود محدود شونده که طی ۱۲-۶ ساعت به حداکثر می‌رسد و با تورم و قرمزی همراه است. نقرس را مطرح می‌کند. مخصوصا هنگامی که در یک حمله مفصل متاتارسوفالانژیال اول گرفتار شود. (این مفصل در ۹۰ بیماران گرفتار است و اولین مفصلی است که در ۷۰ بیماران درگیر می‌شود) وجود توفوس از تشخیص حمایت می‌کند. شواهد قبلی از وجود بلورهای مونوسدیم اورات در مایع حاصل از آسپیراسیون یک مفصل (طی یک حمله یا بین حملات) استاندارد طلایی تشخیص است. غلظت سرمی اسید اوریک (µmol/L ? (SUA ۳۸۰ حداقل یک ماه بعد از یک حمله حاد یا ? µmol/L ۳۳۰ (حدود mg/dL ۵/۵) در خلال یک حمله تشخیص نقرس را نامحتمل می‌کند.
▪ علل: عوامل خطرزای شایع عبارت‌اند از مصرف آبجو یا الکل، مصرف دارو (مثل تیازیدها) و جنس مذکر (برای رویت فهرست کاملی از عوامل به bmj.com مراجعه کنید)
▪ عوارض: این عوارض می‌تواند شامل سنگ کلیه، نفروپاتی یا تشکیل توفوس باشد.
▪ ملاحظات: نشانگان متابولیک همراه را مدنظر داشته باشید.
● طی مشاوره
شاخص توده بدن، دور کمر و غلظت لیپید و قند ناشتا را (از نظر بررسی وجود نشانگان متابولیک) اندازه‌گیری کنید. نمره خطر قلبی ـ عروقی یا نمره فرامینگهام بیمار را محاسبه و آن را اصلاح کنید. خون بیمار را از نظر غلظت اسید اوریک سرم و کارکرد کلیه بررسی کنید. تنها در صورتی که از تشخیص مطمئن نیستید بیمار را برای رادیوگرافی بفرستید.
به بیمار توضیح دهید نقرس به دلیل تجمع بلورهای اسید اوریک در مفصل ایجاد می‌شود و اطلاعاتی نظیر آنچه را که در آدرس ۲۳۰۶۸۷۴۷/www.patient.co.uk/showdoc یافت می‌شود در اختیار وی قرار دهید.
● کاهش خطر وقوع حملات بیشتر
به بیمار توصیه کنید وزن خود را کم کند. رژیم غذایی و ورزش می‌تواند غلظت اورات سرم را تا حدود ۱۰۰µmol/L (حدود ۷mg/dL/۱) کاهش دهد و خطر وقوع نشانگان متابولیک را کمتر کند. بیمار باید در روز ۲ لیتر مایع بنوشد (خصوصا اگر سابقه‌ای از سنگ کلیه دارد) محدود سازی غذاهای غنی از پورین در صورتی که قابل توصیه باشد، دشوار است و معمولا تاثیر آن کمتراز کاهش وزن است، جامعه نقرس انگلستان توصیه‌های رژیمی لازم را ارایه نموده است (www.ukgoutsociety.org).
به بیمار توصیه کنید مصرف الکل خود را کاهش دهد. وی باید از نوشیدن آبجو (غنی‌ از پورین) و حتی‌المقدور نوشابه‌های الکلی خودداری کند. شراب یک عامل خطرزای عمده محسوب نمی‌شود.
● درمان دارویی
در صورتی که امکان دارد درمان‌های دارویی تسریع کننده نقرس نظیر داروهای دیورتیک تیازیدی را متوقف کنید یا آنها را تغییر دهید.
اگر توفوس یا نفروپاتی ناشی از اورات وجود داشته باشد و یا بیمار مکررا دچار حملات نقرس می‌شود (بیش از ۳ بار در سال) درمان با آلوپورینول را در نظر داشته باشید: این دارو با دوز ۱۰۰ میلی‌گرم به فاصله یک ماه بعد از یک حمله حاد شروع می‌شود و بسته به غلظت اسیداوریک سرمی بیمار (آن‌طور که در دستورالعمل ملی انگلستان قید شده است) هر ۴ هفته ۱۰۰ میلی‌گرم افزایش می‌یابد. هدف باید حصول غلظت مساوی یا کمتر از۳۶۰µmol/L (حدود mg/dL ۶) باشد. این رژیم «آهسته و پیوسته» خطر نقرس ناشی از آلوپورینول و سمیت ناشی از این دارو را کاهش می‌دهد. در بیمارانی که اختلال کارکرد کلیوی وجود دارد دارو را با دوز ۵۰ میلی‌گرم شروع کنید و تدریجا به دوز حداکثر ۱۰۰ میلی‌گرم برسانید. به هنگام شروع آلوپورینول به بیمار هشدار دهید که این دارو می‌تواند حملات نقرس را تسریع کند ولی بیمار باید مصرف آن را ادامه دهد و در مورد تجویز یک داروی ضد التهابی (مثل داروهای ضد التهاب غیراستروییدی [NSAIDs]، کلشی‌سین یا کورتیکواسترویید) به توصیه پزشک عمل کند؛ همچنین بیمار باید بداند که حتی بعد از طبیعی شدن غلظت اورات، شاید چندین ماه زمان لازم باشد تا حملات نقرس فروکش کند و بیمار باید در صورت بروز بثورات پوستی به پزشک مراجعه کند.
پروفیلاکسی در برابر حملات حاد را طی ۳ ماه نخست درمان با آلوپورینول شروع کنید. این کار با تجویز دارویی مثل کلشی‌سین با دوز ۵/۰ میلی‌گرم ۲ بار در روز که از ۲ هفته قبل از تجویز آلوپورینول شروع می‌شود، امکان‌پذیر است. اگر کلیرانس کراتینینmL/min ۴۹-۳۵‌ باشد دوز کلی‌شین را به ۵/۰ میلی‌گرم در روز و اگر کلیرانس کراتینین ml/min ۳۵-۱۰ باشد دوز آن را به ۵/۰ میلی‌گرم در هر ۳-۲ روز کاهش دهید.
به بیمار در مورد احتمال وقوع اسهال هشدار دهید. ممکن است لازم باشد در صورت تداوم حملات، پروفیلاکسی به مدت طولانی‌تری ادامه یابد و یا در صورت بروز سمیت دارویی، مدت آن کوتاه‌تر شود. یک درمان جایگزین متداول‌تر مورد استفاده ـ که البته کمتر مبتنی بر شواهد است ـ NSAID خوراکی است (با یا بدون محافظت گوارشی) که می‌توان آن را همزمان با تجویز آلوپورینول شروع کرد.
اگر بیمار سابقه‌ای از تشکیل سنگ‌های اورات ندارد،‌ تغییر آملودیپین به لوزارتان را مدنظر داشته باشید چراکه لوزارتان اثر اوریکوزوریک خفیفی دارد.
● ادامه درمان
هنگامی که بیمار تحت درمان با آلوپورینول است کارکرد کلیوی وی را سالانه اندازه‌گیری کنید و عوامل خطرزا برای نشانگان متابولیک یا حوادث نامطلوب قلبی ـ عروقی را پایش نمایید.
اگر بیمار نفروپاتی یا سنگ کلیوی از جنس اورات دارد یا آلوپورینول را تحمل نمی‌کند، او را به یک متخصص ارجاع دهید.

+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 13:49 |

عموما دو گروه از اشخاص دچار اين بيماري ( MS ) مي شوند:

۱ـ‌ گروه اول:‌

اين نوع افراد عموما اشخاصي هستند فوق العاده حساس, زودرنج و عصبي و با كمترين ناملايمات از حالت عادي خارج شده و تعادل خود را از دست مي دهند و ساعت ها فكر خود را مشغول كرده و به خود و ديگران پيله مي كنند.

۱ـ گروه دوم:

افرادي هستند كه از نظر ژنتيك داراي طبع سردي بوده و مدام از غذاهاي سردي بخش (غذاهائي با pH اسيدي) به حد وفور استفاده مي كنند و علاقه زيادي به خوردن ترشي, سركه, تمبر هندي,‌ ماست,‌ قره قورت و امثالهم دارند.

حال اين دو گروه افراد را مورد بررسي و مطالعه دقيق قرار مي دهيم تا علت هاي اين بيماري دقيقا مشخص شود و سپس به درمان اين بيماري لاعلاج و يا صعب العلاج از نظر علم پزشكي روز (مدرن) كه شناخته شده نيست مي پردازيم,‌ تا شما عزيزان متوجه شويد كه اين بيماري غير قابل علاج از نظر پزشكي، در واقع علاج پذير بوده و مي توان آن را به لطف خداوند درمان كرد.

البته هر چه سريعتر شناخته شود به همان نسبت به درمان سريعتر جواب مي دهد و شخص از اين گرفتاري نجات پيدا مي كند.

متاسفانه علم پزشكي روز در دنياي مدرن امروزي فقط و فقط درمان را در دارو مي بيند و بس! خصوصا علم پزشكي در كشور عزيز ما ايران چشم به دست پزشكان غرب خصوصا دكتران دارو ساز غرب دوخته و منتظرند كه چه زماني آنان اعلام كنند كه داروي فلان بيماري كشف و ساخته شد و پزشكان ايران از آن استفاده نمايند‌.

در اينجا سوالي پيش مي آيد كه آيا اين امكان وجود ندارد كه بيماريها را بدون استفاده از دارو درمان كرد؟‌

چرا پزشكان محترم به جاي اينكه وقت با ارزش خود را صرف كشف و ساختن دارو نمايند اين وقت را صرف تشخيص و كشف علت بيماري ها نمي كنند؟‌

در حقيقت بيماري علت نيست كه مي خواهيم با دارو از بين ببريم بلكه معلول است اگر علت را كشف كرديم و آن را از بين برديم معلول نيز از بين خواهد رفت يعني بيماري ديگر مفهومي ندارد و مسلماً با اين روش بيماري براحتي از بين خواهد رفت.

ضمنا پيشگيري مهمتر از درمان است! چرا پيشگيري نكنيم؟‌ در حاليكه پيشگيري هزينه اي ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 21:51 |

بيماران ( MS ) را مي توان به دو گروه عمده تقسيم كرد:

۱ـ بيماراني كه ابتدا از طريق بينايي مورد حمله قرار مي گيرند.
۲ـ‌ بيماراني كه ابتدا از طريق پا مورد حمله قرار مي گيرند.

گروه اول:

اين نوع بيماران اگر سريع تشخيص داده شوند, بسرعت به درمان جواب مي دهند, و در مدت زمان كوتاهي بهبودي كامل به لطف خداوند متعال حاصل مي شود.

اين گروه بيماران بايد از خوردن بستني و مواد غذايي يخ زده و سرد مطلقاً پرهيز نمايند

گروه دوم:

اين نوع بيماران نيز اگر سريع تشخيص داده شوند به درمان جواب خوبي را مي دهند و اگر در درمان كوتاهي شود, اين گروه در معرض حملات متعددي قرار مي گيرند و هر چقدر كه اين حملات ادامه يابد, درمان نيز به همان نسبت دشوارتر مي شود.

بيماران بايد بيشتر رعايت كنند تا سريعتر درمان شوند. ضمنا اگر بيمار علت بيماري خود را بداند مي تواند به راحتي با اين بيماري كنار آمده و آن را درمان كند و سلامتي خود را هر چه سريعتر بدست آورد.در پست بعدی علت اين بيماري را براي عزيزان شرح مي دهم.

+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 21:50 |

دوبيني, مورمور شدن انگشتان دست يا پا,‌ بي حس شدن و كرخ شدن بعضي انگشت هاي دست يا پا, حالت برق گرفتگي لحظه اي در بدن, يخ زدگي قسمتي از بدن، داغ شدن قسمتي از بدن,‌ عدم هماهنگي اعضاء‌ خصوصا پاها هنگام راه رفتن,‌ عصبي شدن بي مورد, خواب زياد, لخت شدن بدن, تنبلي و بي حسي, خستگي زودرس, ضعف عمومي بدن,‌ اسپاسم ماهيچه اي,‌ عدم هماهنگي بين كلمات در سخن گفتن,‌ سنگيني سر و بدن, دفع بيش از حد ادرار نسبت به ديگران,‌ دير هضم شدن غذا, حساس و زود رنج شدن, يبوست مزاج, ديدن كابوس در بعضي افراد,‌ علاقه به خوردن غذاهاي سردي بخش (اسيدي)‌ مانند لبنيات مخصوصا ماست و بستني,‌ در صورت پيشرفت بيماري عدم كنترل ادرار, يا از دست دادن كامل بينايي, عدم تحمل هواي گرم و آب گرم, عدم تحمل آب سرد و هواي سرد كم شدن ميل جنسي,‌ در صورت داشتن همبستري ضعف شديد خصوصا در آقايان, زود انزالي در آقايان, افسردگي و خودخوري,‌ انزوا طلبي و گوشه گيري,‌ نداشن تعادل, داشتن لرزش هنگام حركت,‌ ياري نكردن‌ ‌ ماهيچه هاي پا هنگام راه رفتن,‌ سرما سرما شدن استخوانهاي بدن خصوصا پاها.

+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 21:46 |
ام اس يعني:‌ Multiple Sclerosis

اين بيماري مختص اعصاب مركزي بوده ( مغز و نخاع ) و ايجاد لكه هاي سفيد يا پلاكهاي متعددي در مغز مي كند.

پلاكها گوياي سفت شدگي غلافهاي سلولهاي (ميلين ها) عصبي مغز مي باشند, كه اين سفت يا سخت شدگي جلوگيري از انتشار جريان الكترو شيميايي رشته هاي عصبي و اختلال در حركات مي شود.

در نتيجه فرماني كه از مغز صادر مي شود براحتي به اعضاء و ماهيچه ها نمي رسد و كار براحتي انجام نمي شود. مغز فرمانده, كل بدن بوده و در جايگاه رفيعي قرار دارد. شخص بايد دقيقا اين اندام مهم و حياتي را بشناسد و حداكثر مراقبت را از اين اندام مهم بنمايد.

زيرا هر عضوي از بدن كار خاصي را انجام مي دهد و تغذيه خاصي را نيز دارد.

مساله مهم و حياتي اين كه كليه اندامهاي انسان تحت نظارت و كنترل اين عضو مهم يعني مغز مي باشد و كوچكترين عصبيت ها و نگراني هاي بي مورد در اين عضو اثر مخربي داشته و كار كرد اين اندام را مختل خواهد كرد.

درآينده د رمورد حساسيت ها,‌ عصبيت ها و نگراني ها صحبت كرده و علت آن را بيان خواهم كرد. شما عزيزان با رعايت نكات بيان شده, از حساسيت و عصبي شدن و نگران بودن بلطف پروردگار ايمن خواهيد شد. تا اين عضو حاكم بر جهان تن و بدن سالم بماند و در واقع با اين روش از بسياري از بيماري ها پيشگيري مي شود.

امروزه بر همگان روشن و مسجل است كه پيشگيري مهمتر از درمان بوده و هزينه اي در بر ندارد و اما عدم رعايت مسائل گفته شده انواع بيماريهاي جسمي خصوصا بيماري هاي اعصاب و روان را ايجاد خواهد نمود از جمله بيماري قرن حاضر يعني بيماري ( MS ) كه از نظر علم پزشكي روز (‌مدرن‌)‌ ناشناختـــــــه باقي مانده و تاكنون درماني بر آن نيافته اند. در واقع اين نوع بيماري علائم و خصوصيات خاص خود را دارد از جمله: بيمار مبتلا به اين مرض نمي تواند براحتي حركت كند. اين بيماري مثل ساير بيماري ها داراي علائم باليني خاصي مي باشد كه شخص مبتلا به اين بيماري چنين علائمي را در خود مي بيند و آن را حس مي كند.

+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 21:43 |

ميگرن از نظر لغوى يعنى «نصف سر»، و از قديم تا امروز به سردردهايى كه نصف سر را درگير مى كند، ميگرن مى گويند. اين تعريف البته نارساست اما اكثر ميگرن ها به صورت سردردى در نصف سر خود را نشان مى دهند. به طور كلاسيك، سردردهاى يكطرفه و داراى كيفيت ضربان دار را كه ممكن است با تهوع، استفراغ، ترس از نور، ترس از صداى بلند و سستى همراه باشد، «ميگرن» مى گويند. حمله اين سردرد مى تواند بين ۲ تا ۷۲ ساعت طول بكشد. در بعضى از افراد ممكن است حملات سردرد به طور هفتگى رخ دهد و بعضى ديگر سالى يك بار نيز دچار اين حملات نشوند. دوسوم تا سه چهارم موارد اين بيمارى در خانم ها است. وقتى كه شخص گرسنه باشد يا در آفتاب قرار گيرد يا بوى تند مانند عطر يا آشپزى استشمام كرده باشد احتمال حمله سردرد بيشتر است. بيش از ۹۰درصد موارد ميگرن پيش از سن ۴۰ سالگى رخ مى دهد و سابقه خانوادگى در اغلب موارد وجود دارد.

به هنگام بروز اولين نشانه هاى حمله ميگرن، روى سر خود يك پارچه سرد يا كيسه يخ بگذاريد (با فواصل چهار دقيقه تكرار كنيد)، چندين ساعت در يك اتاق تاريك و آرام دراز بكشيد، دو عدد بالش در دو طرف سر خود بگذاريد تا سرتان تكان نخورد، در صورت امكان بخوابيد، از سر و صدا، نور و بوهاى تند (مخصوصاً بوى ناشى از آشپزى يا سيگار) دورى كنيد. از مطالعه كردن، رانندگى و كار با وسايل سنگين، خوددارى كنيد. حملات ميگرن حاد معمولاً به داروهاى مسكن ساده مانند «استامينوفن» پاسخ مى دهند. تركيبات «ارگوتامين» نيز در شروع حمله ميگرن كاربرد دارند و از شدت حمله مى كاهند. طيف گسترده اى از داروها براى تخفيف علائم و پيشگيرى از بروز حملات موثر هستند. تركيب استامينوفن و كدئين، آنتى هيستامين ها براى گشادكردن رگ ها، ارگوتامين ها به صورت خواركى، استنشاقى و شياف، داروهاى ضداستفراغ و ضدافسردگى هاى سه حلقه اى مانند آمى تريپتيلين، برخى از اين داروها هستند. داروى گياهى «بابونه گاوى» (Tanacetum Parthenium) باعث كاهش تعداد و شدت حملات مى شود. اين گياه با ممانعت از آزاد شدن مواد گشادكننده عروق مغزى از پلاكت ها و جلوگيرى از توليد مواد التهابى بر روى ميگرن تأثير دارد.اين گياه در بين آزادشهر و شاهرود، دامغان، آمل، گنبدكاووس، ارتفاعات زاگرس و اطراف تهران انتشارات دارد.

مصرف اين گياه در دوران باردارى ممنوع است. به دنبال مصرف اين گياه برخى عوارض جانبى مانند سرگيجه، نفخ، اسهال و حساسيت پوستى گزارش شده است. مصرف ۲۵ ميلى گرم برگ خشك شده توسط انجماد، همراه يا بعد از غذا در پيشگيرى از ميگرن موثر است. همچنين گياه دارويى «زنجبيل» (Zingiber officienulis) نيز در درمان ميگرن موثر است. البته اين گياه جزء گياهان بومى ايران نيست. فرآورده هاى گياهى ضدميگرن كه در بازار دارويى موجود است، «آنتى ميگرن» و «تانا ميگرن» است. آنتى ميگرن از عصاره الكلى گياهان «دانه رازيانه»، «ريشه سنبل الطيب»، «پوست ساقه بيد» و «برگ بادرنجبويه» تشكيل شده است.

به محض شروع اولين آثار حمله ميگرنى ۳۰ تا ۴۰ قطره در يك فنجان آب سرد ريخته و مصرف كنيد. در صورت لزوم مى توان بعد از يك ساعت مصرف دارو را تكرار كرد. ايمنى مصرف اين فرآورده در دوران باردارى و شيردهى به اثبات نرسيده است. فرآورده «تانا ميگرن» به صورت كپسول ۱۲۵ ميلى گرم كه حاوى گياه «داوودى» است، موجود است. مصرف اين دارو بيش از ۴ ماه و در كودكان زير ۲ سال و در حاملگى و شيردهى ممنوع است. فرآوردهاى دارويى «آنتى ميگرن»، همزمان با داروهاى آرامبخش و داروهاى حاوى ساليسيلات ها نبايد مصرف شود. اگر حمله ميگرن بيش از ۲۴ ساعت طول بكشد يا ايجاد گيجى و منگى كند و در صورت تهوع و استفراغ شديد، مراجعه به پزشك ضرورى است.

+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 22:52 |
 

1- Hypovolemic shock (Oligemic)  : کم شدن ناگهانی حجم خون باعث تحریک baroreceptors های موجود در قوس آئورت و سرخرگ کاروتید شده و این امر از طریق تحریک عصب سمپاتیک باعث انقباض عروق می شود. بعلاوه ترشح آدرنالین نیز از قشر آدرنال باعث تاکی کاردی و انقباض عروق و تاثیر مستقیم بر روی قلب میشود .

اگر بدن بطور سریع خون از دست بدهد ، قدرت حمل اکسیژن خون کاهش می یابد و این مسئله بصورت subcoma تنفسی و علائم مغزی در بیمار منعکس می شود . در ضمن بعلت کم بودن جریان خون ممکن است بیمار سیانوزه شود .

کم شدن جریان خون شامل دو قسمت است :

الف – از دست دادن خون کامل (پلاسما + گلبول)

ب – از دست دادن پلاسما

در مورد اول منبع خونریزی اغلب صدمات وارده به عروق بزرگ و شامل خونریزی های داخلی و خارجی است.

در مورد دوم علت، از دست رفتن مایعات بدن است . در اثر استفراغ ، اسهال و سوختگی

 

علائم کلینیکی در بیمار شامل رنگ پریدگی ، سرد و مرطوب شدن پوست بخصوص در دستها و پاها ، پایین افتادن فشار خون ، تاکیکاردی یا تشویش و نگرانی ، به مرور سرد شدن و سیانوز شدن و سرانجام مرگ.

 

2- Capillary shock

در حدود 70 مایل مویرگ در بدن یک شخص بالغ وجود دارد که 10 درصد آن باز هستند .در صورتیکه مقدار زیادی از این مویرگها باز شوند ، حجم زیادی از خونی که در این مویرگها توقف دارند از دست رفته و باعث شوک می شود.

علت این نوع شوک نسبتا زیاد است .بطور مثال می توان : septic shock (شوک عفونی )، spinal cord shock (شوک نخاعی ) ، neurogenic shock  (شوک عصبی ) ،و شوک در اثر بیهوشی یا Anesthetic shock  و شوک آنافیلاکسی Anaphylactic shock  و شوک داروئی یا Drug shock  در اثر خوردن داروهایی از قبیل داروهای ضد فشار خون و آرام بخش و نارسایی آدرنال را نام برد.

 

علائم کلینیکی در این بیمار عبارتست از : دستها و پاها گرم ، فشار خون پایین ، عدم تاکی کاردی، بمرور کاهش حجم خون از طریق مکانیسم baroreceptors  با تحریک اعصاب سمپاتیک و در نتیجه اسپاسم عروقی ، علائم و نشانه های شوک در بیمار ظاهر می گردد.

 

3- Venous pooling shock

بطور طبیعی وریدها به مقدار زیادی قابل انبساط هستند و بنابر این می توانند حجم زیادی از خون را در خود جای دهند . هر مانعی که باعث عدم ورود خون به قلب شود ، می تواند علت تجمع خون در ناحیه وسیع سیاهرگی شود . در نتیجه  این تجمع جریان خون به مقدار زیادی کاهش یافته و باعث عدم پرفوزیون سلولی می شود . این نوع شوک را می توان در بیماران مبتلا به آمبولی ریه ، آمبولی هوا، تمپوناد قلبی و پنوموتوراکس فشاری دید .

 

علائم کلینیکی در این بیماران عبارتست از : افزایش فشار سیاهرگ c.v.p ، افزایش نبض ، کاهش فشار خون ، سیانوز و ظاهر شدن سریع علائم شوک .

4- کاردیوژنیک شوک یا Myocardial shock

در این نوع شوک ، ماهیچه قلب به اندازه ی کافی قدرت پمپاژ خون به سرخرگها را ندارد. در نتیجه فشار سرخرگی به اندازه ای نیست که پرفوزیون سلولی بخوبی انجام شود . بنابراین خون وارد سیاهرگها و مویرگها شده حجم جریان خون کم میشود .در این حالت بعلت اختناق خون در سیاهرگها (گردش خون پولمونری ورید اجوف ) بیمار احساس تنگی نفس می کند .مقداری مایعات از عروق بیرون زده و وارد بافتها و شش می شود. این نوع شوک در انفارکتوس حاد و مزمن که باعث دژنراسیون میوکارد می شود ایجاد می گردد. علائم بستگی به نحوه شروع (onset  وشعت و محل ضایعه دارد. علائم عبارتست از درد، تنگی نفس ، بی قراری ، ورم و در آخر علائم کلاسیک شوک .

 

 

 

+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 16:3 |
 

شوک:

شوک عبارتست از کاهش پرفوزیون (( perfusion بافتهای بدن و در نتیجه هیپوکسی سلولی و نهایتا صدمه به اندامهای حیاتی .

در صورتیکه شوک درمان نشودباعث از بین رفتن تعدادی از سلولها شده به طوری که ترمیم آنها غیر ممکن است در نتیجه اندامهای حیاتی قادر به انجام کار نبوده و بیمار در خطر مرگ قرار می گیرد حتی در صورتیکه بیمار درمان گردد سلولهایی که بطور غیر قابل ترمیم از بین رفته اند قادر به ادامه حیات نیستند.

 

دسته بندی:

سیستم گردش خون به پنج دسته تقسیم می شود :

1-     سرخرگها

2-     مویرگها

3-     سیاهرگها

4-     قلب

5-     خون

 

طبق این تقسیم بندی ، شوک را می توان از نظر علت به گروههای زیر تقسیم بندی کرد.

1- Oligemic   یا  Hypovolemic shock

که بعلت کاهش حجم خون و نرسیدن خون کافی به سلولهای بدن ایجاد می شود.

2- Capillary   یا شوک مویرگی :

به علت راکد ماندن خون در مویرگها و نرسیدن به بافتهای بدن ایجاد میشود.

3- Venous Pooling  

بعلت تجمع خون در سیاهرگها و عدم ورود آن به قلب ایجاد می شود.

4-Shock Cardiogenic   یا Myocardial

که بعلت اختلال در عمل پمپاژ قلب ایجاد میشود و در نتیجه آن خون کافی به بافتهای بدن نمی رسد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط شهناز نصیری در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 19:41 |
Anthrax

کد آهنگ